|
گذر از معنا
|
|||
|
هر حرفی راکه نباید همه جا گفت. حتی کم کم باید یاد بگیری که از تو چشمهات هم نشه خوند که حرفت چیه. اینطوری راحت فکر میکنی و دیگه لازم نیست یه مامور رو که مثلا میخواد تورو به خاک سیاه بنشونه رو قبل از درست کردن هر فکر بنشونی وسط سرت تا همه چی قبل از فاجعه پیشگیری بشه و فکری تو سرت نچرخه که ایراد داشته باشه واسه کسایی که حتی خودشون سراپا ایرادن. اونطوری ذهنتو نابود میکنی. یه کاری کن تا ذهن و قلبت غیر قابل دسترسی باشه. کلا، انگار که یه مسابقه باشه واسه سکوت، واسه نگفتن! گفتم که باید مواظب چشمهات هم باشی. فقط کافیه یکم بدرخشن یا یکم اشک توشون جمع بشه یا خیره نگاه کنی و زل بزنی، اونوقته که دیگه بند رو آب دادی. باید خنثی بودنو یاد بگیری! لعنت به این روزگار! میشد این وقتو واسه یاد گرفتن پای چیزای دیگه گذاشت. فکر نکنی این واسه فقط حرفهاییه که نباید از تو مغزت بپره بیرون، نه! جدی ترازین حرفاست. باید حرمت هم بشناسی. این قسمتشو دوست دارم، حرمت شناختن کار هر کسی نیست، تمرین میخواد، دل قوی میخواد، حتی واسه نجوا کردن با خودت. یه وقت فکر نکنی اون نجواهای ناب رو الان وسط مترو، جایی که این زن دست فروش داره هوار میزنه، با خودم میگم، بعضی کلام ها مقدسن. هر چقدر هم که ساده باشن. مثلا همین بید مجنون کنار حیاط این خونه قدیمی میون این همه برج بلند، تا حالا هزار بار شاهدش گرفتم واسه گفتن. دستم رو میذارم رو تنه اش و جریان زندگی رو در درونش حس میکنم. وصلم میکنه به خط اصلی، بدون اشغالی، بدون قطع تماس حمدالله، سرایدار ویلای خاله، یک چوب دستش بود که چند تا حلزون رو به سیخ کشیده بود، وقتی چشمهای گرد شده منو دید، گفت امسال حلزون ها حمله کردن، 4 بار سم ریختم اما باز زیادن و واسه باغ مزاحم!
حالم خیلی بد شد.... گفتم به روح منم یه حلزون حمله کرده با برق 220 ولت! اما من کنترلش کردم! مهارش کردم! این بلا رو سرش نیاوردم! به تعادل رسوندمش!!!! باهاش کنار اومدم!!!! و بعد رفتم ته باغ تا قدم بزنم و آروم بشم.... رفته بود پیش خاله، گفته بود که تا 10 سال پیش، یه دعا نویس تو این محدوده زندگی میکرده و بااینکه مرده اما این دور و بر هنوز پاتوق جن هاست و تو همین اطراف دور هم جمع میشن. نذارین خواهرزادتون تنها بره تو باغ بگرده! خلاصه من رو مشکوک به جن زدگی تشخیص داده بوده! حالا شاید اگه یک روزی یه جن دیدم، ازش بخوام برام تعریف کنه که تو مغز حلزون چی میگذره....شاید خوابهامو براش تعریف کردم تا منو از این دنیای متافیزیکی آگاه کنه...واقعا دوست دارم بدونم ریشه این ترس از جن از کجاست؟ چرا جا افتاده که بدن؟ تو یه خلسه عجیبی رفتم. دیگه نمیگم شاید بعدا راجع بهش نوشتم. حتما راجع بهش خواهم نوشت. ![]() چون تصورم نسبت بهش عوض شده بود، اسم مستعارش رو هم بایدعوض میکردم تا بار معنایی رو تغییر بدم تو خاطراتم به صورت بداهه تو دل خودم براش یه اسم گذاشتم یکهو گفتم حلزون حالا کم کم داره وجه تسمیه این اسم گذاری ناخودآگاه برام معلوم میشه...
خدا جون، این یک هفته اونقدر لحظه های عجیب برام پیش آوردی که خوب ِ خوب فهمیدم چقدر باید شکرگزارت باشم.... |
درباره وبلاگ
الهی روا مدار که پنهان ما از پیدای ما ناستوده تر باشد.............. ____________________________________________________________________________ ************ *************************** *****اگر رمز مطالب را خواستید، در قسمت تماس با مدیر، برایم پیام بگذارید تا برایتان بفرستم. ****** مدیر وبلاگ : رها آرشیو وبلاگ
بهمن 1390
دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 فروردین 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آرشیو كل مطالب پیوندهای روزانه
چیزی نمانده است...
shivi PM 8:25 فراز مسند خورشید سرسو اكالیپتوس چشم سوم خورشید نیمه شب فرا تر از بودن در گلستانه انکیدو لحظه های کاغذی واگویه تا فراموشی نقشه ضد حوا من و نبات و زندگی سگی خلوت نشین علی کوچیکه عرفان،برابری،آزادی وبلاگ گروهی حوا تنها رفیق غم هم کلاسی نسل سومی یاور میهن آسمونی همه پیوندهای روزانه آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز : بازدید دیروز : بازدید این ماه : بازدید ماه قبل : تعداد نویسندگان : تعداد کل پست ها : آخرین بازدید : آخرین بروز رسانی : |
||